فروش ویژه!

رمان نگار من

خلاصه:

نگاهش به آیینه بود باور نمی کرد دختری توی ایینه همان نگارین همیشگی باشد همان که روز و شب ها را برای رسیدن به این لحظه می شمرد خودش هم نفهمید بود چه شده است آن شب را باید می خندید باید عشق می کرد باید ارامش و خوشبختی را بغل می کرد پس چرا بغض داشت؟! چرا چانه اش می لرزید چرا چرا تنها بود

چرا با حرص و عصبانیت  ادکلن را از روی میز برداشت با غضب نگاهش کرد و تا خواست از روی لج ان را به سمت آیینه ی مثلا بختش پرت کند به خودش امد و با افسوس سر تکان داد و اهسته زمزمه کرد:

نه تو را دوست دارم بوتو دوست دارم تو رو خودش برام انتخاب کرده ،اون بوی تو را دوست داره

64,000 تومان 55,000 تومان

2 در انبار

جزئیات کتاب

زبان

فارسی

ناشر

علی

درباره نویسنده

فرخنده موحد راد

برشی از کتاب:

ادکلن را روی میز گذاشت و به اشک های لانه کرده و درچشم هایش نگاهی انداخت و سعی کرد به احساساتش غلبه کند

خل شدی نگار؟ حتما کار مهمی براش پیش اومده و باید می رفته وگرنه معلومه که بی دلیل توی همچین شبی تنهات نمی ذاره اون تو را دوست داره دیوونه شک نکن خودش اینو بهت گفت نگو که یادت رفته!

بغض را قورت داد و در حالیکه سعی می کرد خودش را گول بزند دست به سمت سرش کشید تا سنجاق موهایش را باز کند و بتواند ان تاج تجملاتی و تور سفید را که باعث دردسرش شده بود باز نماید.

چقدر دوست داشت دست های کس دیگری لای موهایش باشد تا تاجی را که ان شب زیبایی خاصی به چهره اش بخشیده بود از سرش باز کند اما افسوس اون نبود رفته بود کجا نمی دانست

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان نگار من”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *