کتاب حاکم

معرفی کتاب:

دختري به نام پريزاد برخلاف درخواست اميربهادر قلدر و شرور براي خبر گرفتن از برادرش، پيمان، با پسري قرار مي گذارد. پريناز كه نمي داند با اين كار دوست برادرش، اميربهادر، را نسبت به خود بدبين و عصباني كرده است، به درخواست او كه با تمامي بدي هايش دل در گرو عشقش دارد، راهي خانه شان مي شود و در دامش گير مي افتد. اميربهادر با تصور ناپاك بودن پريزاد براي مجازات او قصد تعرض به جسمش را مي كند. اما پس از شنيدن حرف هاي او و فهميدن اينكه نامزدش، نازيلا، درباره ي دخترك دروغ گفته است، خشمش فروكش مي كند و تصميم مي گيرد تا اول و آخر پريزاد را سهم خودش كند. در اين ميان خواستگاري پسرعمه اش، ياشار، از پريزاد شرايط را براي او سخت مي كند. زيرا خانواده ي پريزاد ياشار را همه جوره قبول دارند.

225,000 تومان

جزئیات کتاب

تعداد صفحات848
نوبت چاپ25
ناشرآراسبان
برشی از کتاب:

هر جوری که بتونم و هر کاری که بشه می کنم ولی نمیذارم قسمتت غیر از امیربهادر باشه.. یه بار بهت گفتم بازم میگم، پیشونی نوشتت منم.. اینو یادت نره..

و بی هوا با کف دست ضربه ی آرامی به در زد که تن پریزاد لرزید و ناباورانه به او چشم دوخت..

امیربهادر نگاهش را از چشمان او کند و با عصبانیت پرده را کنار زد و از حیاط خلوت بیرون رفت..

لحظه ای بعد پریزاد صدای بسته شدن در حیاط را شنید..

هنوز همانجا ایستاده بود و به پرده ای که تکان می خورد نگاه می کرد..

زمانی که بی توجهی امیربهادر را نسبت به خود می دید شیدایش شده بود..

حالا که اعترافش را بی پرده می شنید با این دل مجنون و عاشق چه باید می کرد؟!..

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب حاکم”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.