کتاب تباهکار (3جلدی)

معرفی کتاب:

این کتاب روایتی دارد پیرامون سه شخصیت اصلی خود: اهورا، که یکی از شناخته شده ترین افراد برای مردمی است که میان شان زندگی می کند و خشم و نفرتی ناشی از آن چه در گذشته برای او و خانواده اش رخ داده وجود او را فرا گرفته است. طاها، که افسری وظیفه شناس است و برای دور نگه داشتن لیلی از اهورا تمام تلاشش را می کند و لیلی، دختری که پدرش سر او معامله کرده است! کسی که اکنون با ترس زندگی می کند، روزگار چهره ی نامهربان خود را به او نشان می دهد و هراس دست از سر او بر نمی دارد. قصه ی خصومت میان دو خانواده، ماجرایی از کشمش و رقابت عشقی، داستانی از قدرت نمایی و رجز خوانی انسان ها برای یکدیگر و…

 

500,000 تومان

جزئیات کتاب

تعداد صفحات1674
نوبت چاپ21
ناشرآراسبان
برشی از کتاب: 

قلبم جوری توی سینه ام تکون خورد که ترسیدم و یک قدم رو به عقب برداشتم… نگاهی به اطراف انداختم… اون هایی که پای هیزم ها ایستاده بودن بعلاوه چند تا از خدمه که بیرون بودن نگاهمون می کردن…

صدای نفس نفس زدن هاش رو می شنیدم و همین که سرم رو چرخوندم با همون تن، اما کمی آروم تر که صداش به گوش بقیه نرسه گفت:

-اون که معلومه داره زر مفت می زنه، دیگه چرا می پرسی؟ چیه؟ تو که می گفتی بهت اعتماد دارم پس چی شد؟ با یه اولدورم اون بی همه چیز شعار از آب در اومد؟

و پوزخند تلخی زد و از کنارم رد شد…

با عصبانیت پشت سرش رفتم. چون زورم نرسید نگهش دارم، خودم رو سد راهش کردم که جلو نیاد و بذاره حرفمو بزنم…

سنگینی نگاه اهالی عمارت رو روی هردومون حس می کردم، اما کوچک ترین اهمیتی واسه ام نداشت… نه تا وقتی که حال اهورا بخواهد این قدر آشفته باشه…

-اگه بهش اعتماد داشتم نمی اومدم که واقعیتو از تو بپرسم… به گفته های اردلان اکتفا می کردم و عین خیالمم نبود که اهورا چی می گه، اما من دارم از تو می پرسم. اگه واسه ام مهم نبودی…

ادامه ندادم…

چون حتی حاضر نبود نگاهم کنه… سرش رو به هر طرف می چرخوند و نگاه می کرد الا صورت من…

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب تباهکار (3جلدی)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.