کتاب ببار بارون

معرفی کتاب:

دختر 21 ساله اي به نام سوگل كه تنها براي فرار از خانه و خانواده اش، با پسر دوست پدرش، بنيامين، نامزد كرده است، پس از مدتي متوجه تفاوت شديد ميان خودش و او مي شود؛ اختلاف در عقايد، طبقه ي اجتماعي، دورهمي ها، ارتباطات و… اما تصميمش را مي گيرد كه برروي انتخاب عجولانه اش بماند. او به پيشنهاد خواهر بزرگ ترش، نسترن، همراه با دوستان او و بنيامين راهي سفري سه روزه به گيلان مي شود. سفري كه سبب حضور ناخواسته ي آن ها در مراسمات شيطان پرستي و پي بردن به عضويت بنيامين در اين فرقه مي شود. سوگل كه ديگر تصميم قطعيش را براي جدايي از او گرفته، پيامي تهديدآميز از بنيامين دريافت مي كند، اينكه درصورت صحبت با هركسي در اين مورد، تكه هاي بدن اعضاي خانواده اش را تحويل خواهد گرفت. خانواده ي نسترن كه به خاطر سكوت او از چيزي خبر ندارند و همه ي مشكلات را از چشم دخترشان مي بينند با بي محلي ها و رفتارهاي ظالمانه ي خود باعث رنجش او مي شوند، در اين ميان تنها حمايت هاي آنيل، پسرعمه ي دوست نسترن، كه از آن مراسم وحشتناك نجاتش داده بود، باعث دلگرمي اش مي شود.

رماني عاشقانه، خاص و درعين حال آموزنده كه با پرداختن به فرقه ي شيطان پرستي اطلاعات مفيد و اخطاردهنده اي را در اين رابطه در اختيار مخاطب خود قرار مي دهد.

225,000 تومان

جزئیات کتاب

تعداد صفحات740
نوبت چاپ32
ناشرآراسبان
برشی از کتاب:

یک نفر مثل یه سایه تند از جلوی پنجره رد شد و ما که متوجهش شده بودیم جوری جیغ کشیدیم که لرزش پرده ی گوشم رو خیلی راحت احساس کردم!… گلوم آتیش گرفته بود… لرزون و شمرده چند قدم رفتیم عقب… ولی چشم از اون پنجره و شیشه ی ترک خرده ش بر نمی داشتیم…

سارا به تته پته افتاده بود: شـ… شما… هم… دیدید؟!

نسترن – مرد بود… من… دیدمش!…

هق زدم و تو صورتش نگاه کردم… چشماش از حدقه زده بود بیرون: نسترن… نسترن خوبی؟!…

تکرار کرد: من دیدمش… مرد بود… ولی… ولی…

داد زدم: ولی چی نسترن؟… نسترن داری می لرزی… نسترن…

نفسش بالا نمی اومد… رنگش به سفیدی می زد… و فقط زیر لب یه چیز رو تکرار می کرد: صورتش… صورتش…

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب ببار بارون”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.