رمان موهایم را بباف ⭐️

رمان موهایم را بباف بد را به خانواده اش برساند تمام این سه ماه را به امید راه اندازی مجدد کارخانه سرکرده بودند،اما بیکار شد چهار نفر از یک خانواده پنج نفره شوخی نبود.خیلی وقت می شد که کف گیرشان به ته دیگ خورده بود اگر کارهای خانگی مادرش نبود خیلی قبل تر از این به فلاکت افتاده بودند.به هزار امید صبح راهی اش کرده بوند. قرار بود دست پر و با خبرهای خوبی برگردد. اما هر چه تلاش می کرد نمی توانسبت مثبت فکر کند

115,000 تومان

جزئیات کتاب

تعداد صفحات788
زبانفارسی
ناشرآرینا

این پا و ان پا شد. هوا سرد بود و سوز م امد ،اما حوصله فکر کردن به سرما را نداشت .با این حال کیفش را سرشانه اش محکم کرد و دست هاش را فرستاد زیر بغلش و به خیابان سرک کشید.دلهره داشت.بعد از سه ماه خبرش کرده  بودند بیاید کارخانه،می ترسید کار یکسره شده باشد.با کارخانه را فروخته و اعلام ورشکستگی کرده باشند احتمالا او را می خواستند برای بستن حساب های شرکت و مریم را که نیروی منابع انسانی بود برای تعیین تکلیف کارگران . کاش عطا هم همراهش امده بود و کاش نیازی نبود خودش خبرهای

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان موهایم را بباف ⭐️”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.