فروش ویژه!

رمان توبه ی گرگ

خلاصه:

شتاب زده خود را به کنار ساحل رساندو عصبی و هراسان به سوی دریا رفت،موج های خروشان با شتاب مچ پاهایش را در بر گرفتند دست هایش لرزش خفیف داشتند اما مگر در برابر لرز از دست دادن لیلی اش ،مهم بود؟

دریای بیکران وستعش به بزرگی قلب لیلی اش بود،اخ لیلی لیلی جانش کجا بود؟تپش های قلبش دوتا یکی می زد..فقط خدا می توانست رحمی به دل عاشقش کند. چنگی به موهایش زد نعره ی لیلی گفتن هایش ،گوش فلک را هم کر می کرد. چه برسد به مردهایی که کنارش ایستاده بودند و چند نفر به دل دریا هجوم برده بودند.

آب از سر و صورتش چکه می کرد،با دیدن قایق واژگون ،رعشه ای بی امان به حانش افتاد،ای کاش لیلی تنها به دل دریا نمی رفت .ای کاش نمی گذاشت او به کنار ساحل بروند.

امیدش را از دست نداد این بار نعره بلندتری کشید!

لیلی …. لیلی

چند قطره اشک از گوشه چشمش چکید. اشک هایش درد داشت . به خدا که درد داشت!مگر می توانست از این ثانیه به بعد نفس بکشد؟ به والله که حرام است حرام! باید لیلی اش را از موج های دریا پس می گرفت ،بدون لیلی نمی توانست حتی نفس بکشد.سرش را رو به اسمان بلند کرد و از ته دل فریاد کشید!

خدا…. خدا…. خدایا کمکم کن….

 

95,000 تومان 80,000 تومان

جزئیات کتاب

زبان

فارسی

ناشر

شقایق

درباره نویسنده

پگاه مرادی

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رمان توبه ی گرگ”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *