رمان با تو دنیا مال من است ⭐️

و بلند خندید. باز نظرم به اطراف جلب شد. کمی دورتر چند کلبه دیده می‌شد. خیلی زیبا بودند. کامیار که در کنارم گام برمی داشت، آرام زمزمه کرد:
– می دونی کِی عاشقت شدم؟
با این سؤال، کنجکاو نگاهم را به او دوختم. نگاه خاصی به من کرد و ادامه داد:
– یه روز به خودم اومدم و دیدم ای دل غافل… وقتی برمی گردم خونه یه چیزی سر جاش نیست.

27,000 تومان

جزئیات کتاب

تعداد صفحات

451

زبان

فارسی

ناشر

آئی سا

برشی از کتاب:
و بلند خندید. باز نظرم به اطراف جلب شد. کمی دورتر چند کلبه دیده می‌شد. خیلی زیبا بودند. کامیار که در کنارم گام برمی داشت، آرام زمزمه کرد:
– می دونی کِی عاشقت شدم؟
با این سؤال، کنجکاو نگاهم را به او دوختم. نگاه خاصی به من کرد و ادامه داد:
– یه روز به خودم اومدم و دیدم ای دل غافل… وقتی برمی گردم خونه یه چیزی سر جاش نیست. یه چیزی رو گم کردم.
به نگاه ماتم خیره شد و ادامه داد:
– اون جوری نگام نکن! با خودم فکر کردم شاید دیوونه شدم. آخه منو عاشقی؟ اما وقتی می اومدم شرکت و اون خانم لجباز و مغرور و می دیدم حالم بهتر می شد؛ اما وقتی نمی دیدمش یه چیزی کم بود. حتی دلتنگ لجبازی و قیافه ی مغرورش می شدم. می دونستم می خواد سر به تنم نباشه و به خونم تشنه ست.

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان با تو دنیا مال من است ⭐️”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *